9 ام فروردین سال 85 اولین خاطره رو تو این وبلاگ نوشتم ...
حالا 9 ام فروردین سال 88 و این آخرین خاطره ایه که نوشته میشه ...
فقط ...برا همتون آرزوی موفقیت میکنم ...امیدوارم همیشه شاد و خوش و خرم و سلامت باشین .

تموم شد ...
زن جوانی همراه همسرش کنار دیوار ایستاده بود و به شدت اشک می ریخت . شیوانا از
مقابل آنها عبور کرد . وقتی گریه زن را دید ایستاد و علت را از او پرسید.زن گفت : همسرم
جوان است و گاه گاه با کلامی زشت مرا می رنجاند!
او مرد لایق و خوبی است و تنها عیبی که دارد بد دهنی و زشت کلامی اوست که گاهی مرا
به گریه وا می دارد.
شیوانا با تاسف سری تکان داد و خطاب به مرد گفت :
هیچ انسانی لیاقت اشک های انسان دیگر را ندارد و اگر انسان لایقی در دنیا پیدا شد او هرگز
دلش نمی آید که دل دیگری را بدردد و اشک او را در آورد.
![]()
زندگي دفتري از خاطرهاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ... يک نفر همدم
خوشبختي هاست ، يک نفر همسفر سختي هاست ،چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد...
ما همه همسفريم .
**********
آنچه را که از عمرت مانده دریاب و امروز و فردا نکن. بسیار کسان پیش از تو سرگرم امروز و فردا
شدند و گرفتار اجل گشتند و غفلت زده مردند. ( امام علی علیهالسلام)



