تبليغاتX
ღღ خاطـــرات بـــارانی ღღ

ღღ خاطـــرات بـــارانی ღღ

... اگر تنهاترین تنهایان شوم باز هم خدا هست او جانشین تمام نداشتنهای من است ...
فقط به خاطر عشـــق....

تاریکی غروب را به بهانه روشنی طلوع فردا

 

تلخی غمی که می گذرد را به خاطر شیرینی لحظه هایی که می آید

 

سختی فراق را به امید وصال

 

و درد رنج رسیدن به معشوق را فقط به خاطر عشق پذیرا هستم

 

 

+نوشته شده در جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت17:13توسط نسرین |
بی رحم...


عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم و

 

پارو زنان سوی تو فرستادم وقتی به ساحل نگاه تو رسید

 

 

تو چشمانت را بستی و قایقم غرق شد

 

+نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت15:16توسط نسرین |
می خواهم......

می خواهم دستان التماس را تا آسمان حضورت بالا بگیرم تا شاید نور ستاره های وجودت

 

 مرا به ضیافت روشنائی ها دعوت کند. می خواهم به یادت سبز ترین ترانه های عاشقی

 

را زمزمه کنم و سرود زیبای محبت را برایت بسرایم . از بلندی خلوتی پر خلوص ندایم

 

 را بشنو و آیه های عشق را برایم تلاوت کن

 

 

 

+نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت15:56توسط نسرین |
از دریا بیاموز....
         

  تمام زندگی را از دریا بیاموز زیرا برای در آغوش گرفتن ساحل آرام و قرار ندارد

 

                                                              

 

+نوشته شده در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت13:5توسط نسرین |
دوباره برگشتم.........!!!
سلام ، سلام ، سلام
 
دوباره برگشتم اما اين بار
 
( اومدم که بگم شرمنده ، شرمنده از روي ماه همه اونايي که تو اين دو ماه (تير و مردا د)  به 
 
  کلبه کوچولويه من سر زدن ولي من نتونستم خدمتشون برسم و ازشون تشکر کنم و همچنين
 
 شرمنده ي اون عزيزايي که  وقتي به روز بودم خبرشون نکردم ، به خاطر يه مشکلي که برام پيش
 
اومده بود ، ممنوع الاينترنت  شده  بودم . يعني هر چي تو اين دو ماه آپ کردم همش دزدکي بود
 
و اين بود که نمي تونستم بيام  و به شما دوستاي گلم سر بزنم.
قربون همه مهربونياتون
 
 خوش باشين و باباي
 
                     
+نوشته شده در جمعه دهم شهریور 1385ساعت11:55توسط نسرین |