تبليغاتX
ღღ خاطـــرات بـــارانی ღღ

ღღ خاطـــرات بـــارانی ღღ

... اگر تنهاترین تنهایان شوم باز هم خدا هست او جانشین تمام نداشتنهای من است ...
ندارد ...

 

  

 راه غرور زدایی

 

    فرزند آدم را با فخر فروشی چه کار؟ او که در آغاز نطفه ای گندیده

 

    و در پایان مرداری بد بو است ، نه می تواند روزی خویشتن را فراهم کند

 

     و نه مرگ را از خود دور نماید!          ( حضرت علی ( ع ) )    

 

 

 

    

 

 

 

 

   زيباترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد

 

    با وفا ترين دوست به مرور زمان بي وفا شد

 

        اين پرپر شدن از گل نيست از طبيعت است و

 

        اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است...

 

 

 

 

 

سبزي سبزه، پاكي باران، عطر شكوفه ها و طراوت بهار، روح بخش زندگيت باد

 

 

   

                                                         

              

       

       

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت13:37توسط نسرین |
اغاز انسان ...

 

 

 

ز بهشت‌ كه‌ بيرون‌ آمد،  دارايي‌اش‌ فقط‌ يك‌ سيب‌ بود. سيبي‌ كه‌ به‌ وسوسه‌ آن‌ را چيده‌ بود.

 

و مكافات‌  اين‌ وسوسه‌ هبوط‌ بود

 

.فرشته‌ها گفتند: تو بي‌ بهشت‌ مي‌ميري. زمين‌ جاي‌ تو نيست. زمين‌همه‌ ظلم‌ است‌ و فساد.

 

و انسان‌ گفت: اما من‌ به‌ خودم‌ ظلم‌كرده‌ام ...زمين‌ تاوان‌ ظلم‌ من‌ است.

 

اگر خدا چنين‌ مي‌خواهد، پس‌ زمين‌ از بهشت‌ بهتر است.

 

خدا گفت: برو...بدان‌ جاده‌اي‌ كه‌ تو را دوباره‌ به‌ بهشت‌ مي‌رساند، از زمين‌ مي‌گذرد،

 

 از زميني‌ آكنده‌ از شر و خير، ازحق‌ و از باطل، از خطا و از صواب؛

 

و اگر خير و حق‌ و صواب‌ پيروز شد، تو بازخواهي‌ گشت...

 

وگرنه ...!!!

 

و فرشته‌ها هم‌ گريستند.اما انسان‌ نرفت. انسان‌ نمي‌توانست‌ برود...

 

انسان‌ بر درگاه‌ بهشت‌ وامانده‌بود. مي‌ترسيد و مردد بود.

 

و آن‌ وقت‌ خدا چيزي‌ به‌ انسان‌ داد. چيزي‌ كه‌ هستي‌ را مبهوت‌ كرد وكائنات‌ را به‌ غبطه‌

 

واداشت.انسان‌ دست‌هايش‌ را گشود و خدا به‌ او اختيارداد .

 

       خدا گفت: حال‌انتخاب‌ كن. زيرا كه‌ تو براي‌ انتخاب‌ كردن‌ آفريده‌ شدي. برو و بهترين‌

 

               را برگزين‌كه‌ بهشت‌ پاداش‌ به‌گزيدن‌ توست.عقل‌ و دل‌ و هزاران‌ پيامبر نيز با تو

 

                  خواهد آمد تا تو بهترين‌ را برگزيني.و آنگاه‌ انسان‌ زمين‌را انتخاب کرد .

 

رنج و صبوری را ، و این آغاز انسان بود ...

 

 

 

 

جريان زندگي چيزي جز مبارزه ميان عاطفه وعقل نيست

 

 

 

 

 

 

پ.ن :  از همه دوستانی که بهشون خبر ندادم  ، معذرت میخوام .

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت17:22توسط نسرین |
مبارک ...

 

سلام ...

 

حالتون خوبه ؟؟؟

 

منم ای بدک نیستم ...بالاخره 5 مرداد 86 هم تموم شد .

 

من یکی که کنکور رو اصلا جالب ندادم ...

 

تلاشمون رو کردیم بقیش با خدا ( اینم یه دلداری ) ...

 

آخرین آپ تو  روز مادر بود  و حالام قسمت این شد که درست روز میلاد حضرت علی (ع)

 

 و روز پدر آپ کنم ...پس بگذارید این روز رو به همه پدرا ... علی الخصوص به  بابای گل

 

 و مهربون خودم تبریک بگم ...

 

 ...روزتون مبارک ...

 

 

امروز یه مناسبت دیگه هم داره ... اونم تولد دوست گلم آرزو جونه ...با اینکه بهش تبریک

 

گفتم ولی تبریک اینترنتی یه لطف دیگه داره ...امیدوارم همیشه و همه جا موفق باشی ...

 

 

...خانومی تولدت مبارک ...

 

 

 

ممنون که تو این مدت تنهام نگذاشتید ...  فدای همه مهربونیاتون ...

 

براتون آرزوی بهترین ها رو دارم ...

 

موفق باشین و خوش ...

 

 

 

به حق ساقی کوثر ، وجودت بی بلا باشد

 

دو دستت را علی گیرد ، نگهدارت خدا باشد

 

 

 

 روز پدر مبارک

 

 

+نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386ساعت14:22توسط نسرین |